our days 💎💕p1

(◍•ᴗ•◍)❤Lady Setia (◍•ᴗ•◍)❤Lady Setia (◍•ᴗ•◍)❤Lady Setia · 1400/7/12 13:34 · خواندن 1 دقیقه
our days 💎💕/p1

کوتاس ولی یادم رف بیوگرافی شخصیتارو بزارم😂💔

مرینت💕🌙

با حس جنبش از خواب پریدم

یه جیغ بلند کشید و پریدم

وای من مردمممم؟ 

ای خدا من همش..  من چن سالم بود؟  خدایاااا

همینطور که جیغ میکشیدم چشمم به چن تا موجود زنده خورد

: شما فرشته ایییینننن؟ 

با جیغ اینو گفتم که باعث شد قیافشون از پوکر یه لول بپره بالاترو پقی بزنن زیر خنده اه اه با این قیافه هاشون

: وایسا اگه این قیافه هارو دارین ینی فرشته نیستین و اگه فرشته نباشین ینی من نمردم اییییی خدایا شکرت وایسا شما منو دزدیدین دزددددد کممکککککک خدایا من جوون بودممم

خلاصه با این حرفم نزدیک بود خفه شن از خنده و بعد بریده بریده یکیشون که ریخت بهتری داشت گفت: دختره ی روانییی من ادرینم

و بعد بهشون خیره موندم تا لود شم

بعد که ویندوزم بالا اومد تا سر خیابون دنبالشون دویدم تا دیگه منو مسخره نکنن

(من: معرفی نمیکنی؟ مری: نه من: نویسنده های گل مری هاتونو از کجا میگیرین که انتقد حرف گوش کنن؟مری: خا بیوگرافی بزار من:قانع شدم) 

ادرین🎀

بیشور تا سر کوچه دنبالمون بود

بعد که بیخیال شد هممون نفس نفس میزدیم

بعد یهو گفتم

: عجب الزایمری هم هستی که

مری: تو خوبی دانشگاه رو یادت رفته

بعد همه پوکر به هم نگاه کردیم

و بعد تا خونه دویدیم

و سری اماده شدیم

تو دانشگاه🙂